
قفسهنوشت ۲۰۰: من منچستریونایتد را دوست دارم؛ از مهدی یزدانی خرم
این رمان دومین کار منتشرشدهٔ مهدی یزدانی خرم است. این رمان عمداً به شکل هذیانگویانهای روایت شده است. از زاویهٔ دید دانشجوی تاریخ مبتلا به سرطان در خیابانهای تهران معاصر که میرود در گذشتهٔ زمان کودتای دههٔ سی و به صورت دستشده هر دو صفحه یکبار با اتفاق مشمئزکنندهای از آدمی به آدمی دیگر (و گاهی روحی دیگر) منتقل میشود. نویسنده روی هیچ نقطهای ت...
قفسهنوشت ۲۰۱: امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور؛ از سید محمدکاظم قزوینی
ابوبصیر گوید به امام صادق(ع) عرض کردم:
«ان العامة تزعم ان قوله « و یوم نحشر من کل امة فوجا» عنی فی یوم القیامة . فقال ابو عبدالله (ع): فیحشرالله یوم القیامة من کل امة فوجا و یدع الباقین؟ لا و لکنه فی الرجعة. و اما آیة القیامة «و حشرنا فلم تعادر منهم احدا»
اهل سنت در مورد سخن خداوند (متعال ) که می فرماید: «روزی که از هر امتی گروهی را محشور می کن...

قفسهنوشت ۱۹۹: پذیرفتن؛ از گروس عبدالملکیان
دستهای هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم میزدی
من
در تاریکی

او گفت
فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ ۚ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿٤٩﴾
قَدْ قَالَهَا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿٥٠﴾
فَأَصَابَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا ۚ وَالَّذِینَ ظَلَمُوا ...

قفسهنوشت ۱۹۸: تماشایی؛ از میلاد عرفانپور
به دنیا میرسی اما دریغا این رسیدن نیست
کمی آرامتر! اینجا امید آرمیدن نیست
مبر باری حقیقت را به جرم تلخی از خاطر
اگر «زهر» است باشد چارهای غیر از چشیدن نیست
به تن پوشیده دنیا جامه و زیور، حریر و زر
ولی با اینهمه، اندازۀ حسرت کشیدن نیست
کمی از چشم کالاهای رنگارنگ پنهان شو
تو خود را بیبها مفروش، خیری در خریدن نیست
بپرس از موجها پیوسته از س...